تبليغاتX
Night's Girl -
از دست خویش بر تو گزند آید خویشی که هست مایه مرگ خویش باید شکست جان و تنش باید!
 
گاهی اوقات بعضی تجربه ها حس غریبی دارن......

شده تا بحال کاری بکنید و بعد از کارتون پشیمون بشید؟؟؟؟

گاهی وقتا آدم حس میکنه داره له میشه..واسه همین تاب دیدن وجود خورد شدش رو نداره..

. اونوقت تصمیمی میگیره که.......

خیلی این روزا دوروبرم شلوغ...همه به چهره شادم عادت دارن خیلی سعی میکنم که شاد باشم اما...

یهو میافتم...میرم تو اتاقم در رو قفل میکنم گوشام رو میگیرم سرم رو میبرم زیر بالش...

چقدر تظاهر کنم که دارم به هیچی فکر نمیکنم چقدر تظاهر کنم که همون آدم قبلم...

نه آدم قبل نیستم...تغییراتی تو زندگیم بوجود اومد.....

.................................

گفتم که از شلوغی خسته شدم دیگه نمیام بیرون..خواستم خونه بمونم که ندا زنگ زد گفت منم میام

همه هستن یه40 نفری میشدیم..رفتم کلی حالم بهتر شد بعد از شام 13 نفر از دختر خاله پسرخاله ها رفتیم دریا..

یه عده آتیش روشن کرده بودن ماشین رو هم آوردن تو شنها و شروع به بزن و برقص کردن..

کم کم جمعیت 10 نفریشون شد 50 نفر همه جمع شده بودن...اما 1 ساعت نگذشت که اومدن که گیر بدن که همه مجبور شدن متفرق بشن

البته به خاطر این بود که تو منطقه آزاد بود اگه تو شهرک بود گیر نمیدادن..

به هر حال یه حالی هم از جمعیت گرفتن ..

......................................................

تونستم تا ساعتی نگرانیهای قلبیم رو مخفی کنم اما باز..انگار یه چیز وجودم رو آزار میده...

تصمیمم درست بود یا غلط...

دو چیز دیگه رو هم تجربه کردم و اون اینکه چقدر یه عشق میتونه تو زندگی آدم تاثیر خوبی داشته باشه و بالعکس

و پیچوندن یه خواستگار سمج و زبون نفهم میتونه همه نیروی آدم رو تحلیل ببره...

و اینکه یه تصمیم میتونه بهاش بدست آوردن یا از دست دادن همه زندگی آدم بشه....

یه برخورد یه حرف یه هیجان نابجا یه رفتار کودکانه یه گذشت یه قلب همربون یه دوست داشتن صادقانه یه دل کوچولو که طاقتش کم باشه و..............یه آرزو از ته دلم واسه رهایی از این برزخ....

شاید البته دوست داشتن ارزش شکسته شدن غرور رو داشته باشه شایدم نه....

 

|+| نوشته شده توسط لیلا در شنبه پنجم فروردین 1385  |
 
 
بالا